از لحاظ لغوی ، مسئول يعنی کسی که هيچ وقت نمی توانيد او را مورد سؤال يا بازخواست قرار بديد
Wednesday, May 17, 2006
Tuesday, May 16, 2006
Monday, May 08, 2006
Bookworm
نميدونيد چه حالی ميده فخر فروشی وقتی که بخاطر ترافيک نمايشگاه از پل مديريت تا تجريش با ايمان پياده بیاييد و برای بنزها و بی ام دبليوهای آشغالی که مثل دراز گوش در گل گير کرده اند به نشانه دوستی دست بلند کنيد و ديگه اينکه يکی از دوستان دعوت آشغال افتخار شاگردی استاد شجريان رو رد کنه و برای آواز به پيش استاد محمدرضا لطفی بره
Posted by masoud at 8:54 PM |
Wednesday, April 26, 2006
Bless me !
تا يکی ميخواد بميره همه با هم خوب ميشن
هم اونی که ميخواد بميره هم بقيه
حتی اونايی که سالها دشمن خونی هستن با هم
! پس حالا که اينطوره ايشالا همه هی بميرن ، منم
Posted by masoud at 12:03 PM |
Monday, April 24, 2006
Sunday, April 16, 2006
Wednesday, April 05, 2006
No response to paging !
سعی کنيد وقتی مرديد موبايل خودتان را هم با خودتان داخل قبر ببريد تا اگر خدای نکرده زنده شديد بتوانيد به وابستگان اطلاع دهيد
Posted by masoud at 1:13 PM |
Subscribe to:
Comment Feed (RSS)