Friday, December 29, 2006

Come Back to ...

تا حالا شده يه صبح جمعه در حالی که با لقت برای نماز صبح بيدار ميشيد توی راه دستشويی در حالی که سرتون رو ميخارونيد به معيارها و ارزشهای والای انسانی فکر کنيد !!؟

تا حالا شده که دوستاتون شما رو نفس مطمئنه صدا کنن ؟ نه ؟

پس آهنگ زير رو گوش کنيد

Saturday, December 23, 2006

Hoo

روح و عشق هر دو در يک زمان موجود شدند و از مکوّن در ظهور آمدند ، روح را بر عشق آميزشی پديد آمد و عشق را با روح آويزشی ظاهر شد ، چون روح بخاصيت در عشق آويخت عشق از لطافت بدو آميخت ، بقوّت آن آويزش و آميزش ميان ايشان اتحاد پديد آمد ، ندانم که عشق صفت شد و روح ذات يا عشق ذات شد و روح صفت ؟

Tuesday, December 19, 2006

Heartache


آااااااااااااااااای ! افسار گسيختگان ! باز آييد
که همه رو درهم ميبرن ، سوا نميکنن

***


Tuesday, December 12, 2006

Come On ! Begoo !

می به قدح ريختی قتنه برانگيختی
کوی خرابات را تو چه کليدی ؟ بگو

***

لینک دانلود

Monday, November 27, 2006

NOthing ELse MAtters !

الف ) دوتا ديزی آقا حجت ، يه دوغ و يه نوشابه ، ترشی ، نون بربری ، 4 تا چايی
مکان : قهوه خانه ی آذربايجان
فی : 3500 تومان

ب ) دوتا استيک با سس قارچ و چيدمان ميز به سبک رومانتيک به همراه يک گارسون با قر و فر فرانسوی
مکان : خانه استيک
فی : 30000 ( سی هزار ) تومان

ج ) يک ساندويچ فلافل لبنانی سه تايی
مکان : نظام آباد
فی : 100 (صد) تومان

د ) دوتا آب زرشک 250 تومانی سيد سعيد موسوی يا چندتا دونه ميوه به
مکان : دروازه دولت
فی : مهمون جدش
***
پ . ن : واقعاً خوشحالم که هيچ کس نميفهمه من چی دارم ميگم يا اينکه منم نميفهمم چی دارم ميگم يا اينکه منظورمو درست نرسوندم يا اينکه اصلاً من و شما نبوديم ، دو نفر ديگه بودن که منظور هم رو نميفهميدن

Saturday, November 18, 2006

Le Son Sympathique

قطعه ی پرواز از سمفونی ايثار ساختۀ استاد مجيد انتظامی

***

Saturday, November 11, 2006

as Less Sensitive as Possible

چه غريب ماندی ای دل ! نه غمی ، نه غمگساری
نه به انتظار ياری ، نه ز يار انتظاری

غم اگر به کوه گويم بگريزد و بريزد
که دگر بدين گرانی نتوان کشيد باری

دل من ! چه حيف بودی که چنين ز کار ماندی
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری

...

به غروب اين بيابان بنشين غريب و تنها
بنگر وفای ياران که رها کنند ياری

ه .ا . سايه
***