Tuesday, October 28, 2008

Monday, October 13, 2008

SHAJARIAN Now !

کمتر از 20 متر به قله مانده ، روبرویت نشسته
همانگونه مغرور و سرمست
همان افسونگر یگانه ی ربنا ،
شب سکوت کوير
و
زمستان است
ديگر خموش ،
آرام ديده بپوشان
و
دل گوش بدار
استاد ميخواند

آه !

***

Thursday, October 02, 2008

بنده ی خدا ! عمريست يارانه ای نفس می کشی ،
حال که ميخواهی جواب سلامی بدهی زورت می آيد ؟؟!!

***

Sunday, September 28, 2008

Just RIght at the End of me

ملامتی ده ای يار !
تا بار دگر بودنم را به نظاره بنشينم

***

Thursday, September 18, 2008

Moderate Urself

تسبيح ها به اشتياق می آيند و به نرمی گم می شوند ،
به جز دستان چيزی برايت نمانده ،
آن را نيز کناری بنه

تا بی شماره ستايش کنی !

***

Monday, September 15, 2008


هنوز بعد از گذشت ساليان سال از اختراع روش زرده ی تخم مرغ و عسل و زردچوبه و آرد ( به روايتهای مختلف ) برای استفاده ی در هنگام دررفتگی يا کشيدگی يا شکستگی اين روش اولين درمان و تنهاترين روش درمانی است که به ذهن مادربزرگها و عمه بزرگها می رسد ، و نکته جالب اين است که علاوه بر اينکه هيچ وقت جوابگو نبوده بلکه کار را هم خراب تر کرده است ولی بازهم سفارش می شود و من در حقيقت نمی دانم که برای جا انداختن آن چه هجمه ی تبليغاتی بکار گرفته شده است و چه متفکرينی برای بازاريابی آن تلاش کرده اند که بعد از اين همه سال و نوآوری اين همه روشهای اثرگذار ارتوپدی و ليزردرمانی و ... باز هم توصيه می شود و باز هم بی نتيجه می ماند .

***

Thursday, September 11, 2008

سلام،

يکی از برکات ماه ربّنا، اين هست که آذرباد گرسنه است
و کمتر حرف ميزند،
و اصولاً سکوت چيز خوبی می باشد
حتی برای انسانهايی که هميشه دوست می دارند
که دلشان را هوار بکشند،
و حالا ميفهمم که چرا هميشه بعد از سحر
دلم درد ميگيرد

سلام

***