Sunday, September 24, 2006

Monday, September 18, 2006

Greenland

دلم هوای خوردن يه لیوان آب زرشک 200 تومنی سید سعید توی یکی از کافی شاپ های خیابون شانزلیزه پاریس در معیت شنیدن آهنگ عشق پیری حضرت شجریان رو کرده
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه ! کجایی ممد شکوری
***

Thursday, July 20, 2006

آذرباد حملات را محکوم می کند

Wednesday, July 05, 2006

What a Hell !

مادرم را به زور به پدرم دادند
او سه پسر بدنيا آورد
همان اوايل پدرم را به عنوان سرباز اجباری به جنگ بردند
کشته شد
مادرم در اين سالها با خون دل ما را بزرگ کرد
درس را رها کردم و در يک شرکت کار پيدا کردم
بالأخره مادرم فهميد که دو سال است معتادم
مجبورش کردم تا زندگيمان را بفروشد و سهم مرا از ارث بدهد
می خواهند مرا به بازپروری ببرند و از ارث هم محرومم کنند
و امروز جوانی داستان زندگيم را استفاده می کند تا بلاگش را آپديت کند

Wednesday, June 28, 2006

!!!فاطمه ! تو با مدينه چه کردی ؟

Tuesday, June 13, 2006

O O O O O ...

به روح اعتقاد داری ؟
به علی دايی چطور ؟

Wednesday, May 17, 2006

Handsfree !

از لحاظ لغوی ، مسئول يعنی کسی که هيچ وقت نمی توانيد او را مورد سؤال يا بازخواست قرار بديد