ایول ! تريپ گشنگی
Sunday, September 24, 2006
Monday, September 18, 2006
Thursday, July 20, 2006
Wednesday, July 05, 2006
What a Hell !
مادرم را به زور به پدرم دادند
او سه پسر بدنيا آورد
همان اوايل پدرم را به عنوان سرباز اجباری به جنگ بردند
کشته شد
مادرم در اين سالها با خون دل ما را بزرگ کرد
درس را رها کردم و در يک شرکت کار پيدا کردم
بالأخره مادرم فهميد که دو سال است معتادم
مجبورش کردم تا زندگيمان را بفروشد و سهم مرا از ارث بدهد
می خواهند مرا به بازپروری ببرند و از ارث هم محرومم کنند
و امروز جوانی داستان زندگيم را استفاده می کند تا بلاگش را آپديت کند
او سه پسر بدنيا آورد
همان اوايل پدرم را به عنوان سرباز اجباری به جنگ بردند
کشته شد
مادرم در اين سالها با خون دل ما را بزرگ کرد
درس را رها کردم و در يک شرکت کار پيدا کردم
بالأخره مادرم فهميد که دو سال است معتادم
مجبورش کردم تا زندگيمان را بفروشد و سهم مرا از ارث بدهد
می خواهند مرا به بازپروری ببرند و از ارث هم محرومم کنند
و امروز جوانی داستان زندگيم را استفاده می کند تا بلاگش را آپديت کند
Posted by masoud at 1:35 AM |
Wednesday, June 28, 2006
Tuesday, June 13, 2006
Wednesday, May 17, 2006
Handsfree !
از لحاظ لغوی ، مسئول يعنی کسی که هيچ وقت نمی توانيد او را مورد سؤال يا بازخواست قرار بديد
Posted by masoud at 6:54 PM |
Subscribe to:
Comment Feed (RSS)